•بـــدون ســــانســـور•
برای بالا بردن آمار خود از لینک باکس جادویی استفاده نمایید
بشارت باد بر منتظران قائم آل محمد بالاخره پس از قرنها انتظار شيعيان، امام زمان ظهور كرد بسم ربِّ المهدی خبرنگار جمهوري الاسلامي ايران در مكه ابراز داشت بالاخره پس از قرنها انتظار شيعيان، امام زمان ظهور كرد وي با اعلام اين خبر افزود روز گذشته فرزند فاطمه سلام الله عليها در حاليكه به خانه كعبه تكيه داده بود فرياد أنا بقية الله سر داد بنا به گذارشهاى رسيده امام زمان عليه السلام در حالي كه صدايش در نقاط مختلف عالم مي پيچيد فرمود ألا يا أهل العالم انا المهدي اشك شوق همواره در ديدگان ملت موج مي زند اين در حالي است كه مسجد الحرام مملو از جمعيتى است كه بدنبال انتشار اين خبر از ديروز تا به حال سراسيمه خود را به اين مكان رسانده اند همچنين گفتني است در همان ساعات اوليه بسياري از شيعيان از كشورهاى خارجي خود را به مكه رسانده ودر محضر حضرت بقية الله الاعظم به سر مي برند گزارشي ديگر حاكي از شيعاني است كه ديروز تاكنون خود را به حضرت رسانده ونمازهاى يوميه را به حضرت اقتدا مي كنند از ديگر نكاتي كه جلب توجه كرده حضور حضرت عيسى در صف اول جماعت است خبر آمد خبری در راه است پیشاپیش میلاد منجی عالم بشریت حضرت مهدی موعود
را خدمت شما عزیزان و بازدیدکنندگان وبلاگ تبریک عرض می
نمائیم. توجه شما را به شعر زیبای زیر جلب می کنم: چه جمعه ها که یک به یک غروب شد نیامدی چه بغضها که در گلو رسوب شد نیامدی خلیل آتشین سخن ، تبر به دوش بت شکن خدای ما دوباره سنگ و چوب شد نیامدی برای ما که خسته ایم و دل شکسته ایم نه ولی برای عده ای چه خوب شد نیامدی تمام طول هفته را به انتظار جمعه ام دوبار صبح ، ظهر نه غروب شد نیامدی
مهدی ... آمد
به مناسبت 15 شعبان روز ولادت امام مهدي (عج)
منجي عالم بشريت و منتقم خون آل محمد (ع)
گلی دارم که مست از بوی اویم --- به غیر او گلی دیگر نبویم
گل من گلبن افلاک باشد --- گلم از گلشن لولاک باشد
گل من نور چشمان رسول است --- گل من زيب دامان بتول است
گل من مرتضی را نور عین است --- گل من طالب خون حسین است
گل من در دو عالم بي نظيراست --- خداوند تعالي را سفير است
گل من دلنواز مومنین است --- گلم روح نماز متقین است
گل من اشرف خلق جهان است --- گل من مهدی صاحب زمان است
اگر ظاهر شود از امر یزدان --- از این گل می شود عالم گلستان
www.300.blogfa.com
سرخوش آن دل که از آن آگاه است
شاید این جمعه بیاید...شاید
پرده از چهره گشاید...شاید
دست افشان...پای کوبان می روم
بر در سلطان خوبان می روم
میروم بار دگر مستم کند
بیسر و بیپا و بیدستم کند
میروم کز خویشتن بیرون شوم
در پی لیلا رخی مجنون شوم
هر که نشناسد امام خویش را
بر که بسپارد زمام خویش را
با همهی لحن خوش آواییم
در به در کوچهی تنهاییم
ای دو سه تا کوچه ز ما دورتر
نغمهی تو از همه پر شورتر
کاش که این فاصله را کم کنی
محنت این قافله را کم کنی
کاش که همسایهی ما میشدی
مایهی آسایهی ما میشدی
هر که به دیدار تو نایل شود
یک شبه حلال مسائل شود
دوش مرا حال خوشی دست داد
سینهی ما را عطشی دست داد
نام تو بردم لبم آتش گرفت
شعله به دامان سیاوش گرفت
نام تو آرامهی جان من است
نامهی تو خط امان من است
ای نگهت خاست گه آفتاب
در من ظلمت زده یک شب بتاب
پرده برانداز ز چشم ترم
تا بتوانم به رخت بنگرم
ای نفست یار و مددکار ما
کی و کجا وعدهی دیدار ما
دل مستمندم ای جان، به لبت نیاز دارد
به هوای دیدن تو هوس حجاز دارد
به مکه آمدم ای عشق تا تو را بینم
تویی که نقطهی عطفی به اوج آیینم
ببوسم خاک پاک جمکران را
تجلی خانهی پیغمبران را
خبر آمد خبری در راه است
سر خوش آن دل که ار آن آگاه است
شاید این جمعه بیاید...شاید
پرده از چهره گشاید...شاید
برای آمدنت انتظار کافی نیست
دعا و اشک و دلی داغدار کافی نیست
خودت دعا بکن ای مهربان که برگردی
دعای این همه چشم انتظار کافی نیست




