تبليغاتX
•بـــدون ســــــانســــور•

•بـــدون ســــــانســــور•

امروز روز تولدمه ** تولدم مبارك

          بدون سانسور برگزار می کند :

                                      نظر سنجی بزرگ انتخابات دهم

چهار داوطلب دهمين دوره انتخابات رياست جمهوري

روی ادامه مطلب کلیک کنید


ادامه مطلب
نوشته شده در پنجشنبه سی و یکم اردیبهشت 1388ساعت 9:0 توسط *.*•*• با مرام •**•.*| |

حراج

- « آقا ! وجود پاک مرا چند می خری؟»

- « به به! چه چشم ناز و قشنگی! چه دختری!

 چرخی بزن ، ببينمت آيا مناسبی

یا نه شبیه کولی دیروز، لاغری !

 اسمت چه بود؟ اهل کجايی؟ نديدمت! ...»

دختر، هراس، دلهره: «ها ؟ چی؟ بله! ... پری!

 اهل حدود چند خيابان عقب ترم »

- «نزديک نانوايی سنگک ؟»  -  « نه ! بربری »

 چيزی به مرگ دامن پاکش نمانده بود

زير نگاه هرزه ی يک مرد مشتری

 - « کمتر حساب کن» ... وَ موبايلش : « الو! بله !»

براى خواندن مطالب جديد روى ادامه مطلب كليك كنيد


ادامه مطلب
نوشته شده در شنبه بیست و ششم اردیبهشت 1388ساعت 19:48 توسط *.*•*• با مرام •**•.*| |
یه روز صبح یه مریض به دكتر جراح مراجعه میكنه و از كمر درد شدید شكایت میكنه .

دکتره بعد از معاینه ازش میپرسه : خب، بگو ببینم واسه چی كمر درد گرفتی؟

مریض پاسخ میده: «من برای یك كلوپ شبانه كار میكنم. امروز صبح زودتر به خونه ام رفتم

و وقتی وارد آپارتمانم شدم، یه صداهایی از اتاق خواب شنیدم... وقتی وارد اتاق شدم،

فهمیدم كه یكی با همسرم بوده...!! دربالكن هم باز بود. من سریع دویدم طرف بالكن،

ولی كسی را اونجا ندیدم. وقتی پایین را نگاه كردم......

برای دیدن این مطلب جالب و چند عکس دیدنی روی ادامه مطلب کلیک کنید


ادامه مطلب
نوشته شده در سه شنبه یکم اردیبهشت 1388ساعت 19:0 توسط *.*•*• با مرام •**•.*| |