تبليغاتX
•بـــدون ســــانســـور•

•بـــدون ســــانســـور•

اين وبلاگ منتقل شد

www.1818.mihanblog.com


به اطلاع دوستان مي رسانم که وبلاگ من از اين پس به نشاني زير منتقل شد :



www.1818.mihanblog.com


ياران همراه لطفن در اين وبلاگ ديگر پيامي نگذارند.


 منتظر قدم هاي سبزتان هستم .


www.1818.mihanblog.com

نوشته شده در شنبه سوم بهمن 1388ساعت 13:20 توسط *.*•*• با مرام •**•.*| |

ماجرای دختر رقاصه و دوست پسراش 18+ 

چهار تا دوست كه ۳۰ سال بود همديگه رو نديده بودند توي يه مهموني همديگه رو مي بينن و شروع مي كنن در مورد زندگي هاشون براي همديگه تعريف كنن....

بعد از مدتي يكي از اونا بلند ميشه ميره دستشويي. سه تاي ديگه صحبت رو مي كشونن به تعريف از فرزندانشون :

اولي: پسر من باعث افتخار و خوشحالي منه. اون توي يه كار عالي وارد شد و خيلي سريع پيشرفت كرد.

پسرم درس اقتصاد خوند و توي يه شركت بزرگ استخدام شد و پله هاي ترقي رو سريع بالا رفت و حالا شده معاون رئيس و اونقدر پولدار شده كه حتي براي تولد بهترين دوستش يه مرسدس بنز بهش هديه داد !

براي خواندن داستانهاي جديد روي ادامه مطلب كليك كنيد


ادامه مطلب
نوشته شده در شنبه بیست و ششم دی 1388ساعت 9:1 توسط *.*•*• با مرام •**•.*| |

ادامه مطلب
نوشته شده در دوشنبه بیست و یکم دی 1388ساعت 19:16 توسط *.*•*• با مرام •**•.*| |

آیا میدانید که ... یک مطلب کاملا علمی ....کاملترین مجموعه دانستنیها در اینترنت

آیا میدانید که ستاره دریایی مغز ندارد.

آیا میدانید که زنان تقریبا ۲ برابر مردان چشمک میزنند.

آیا میدانید که شما نمیتوانید با حبس کردن نفستان خودکشی کنید.

آیا میدانید که مورچه ها بعد از مرگ در اثر سم پاشی به پهلوی راست میافتند.

آیا میدانید ایران به سی کشور جهان تسهیلات نظامی صادر می کند؟

برای خواندن این دانستنیهای علمی و جدید روی ادامه مطلب کلیک کنید


ادامه مطلب
نوشته شده در چهارشنبه نهم دی 1388ساعت 8:30 توسط *.*•*• با مرام •**•.*| |
• حسين، تنديس ايمان و عشق الهي است.
• عاشورا، مجمعِ عمومي حماسه سازان هستي است.
• حسين(علیه السلام) ، آرزوي جويندگان و آبروي يابندگان است.
• محرم، حريم حرم خدا و حرمت سنت حسين(علیه السلام) است.
• کربلا، عميق ترين زخمي است که بر پيکر زمين نشسته، و رساترين فريادي است که در دهليز تاريخ پيچيده است.
• نخل ها، از سنگيني داغ تبار علي(علیه السلام) خميده اند.
• حسين(علیه السلام) ، حماسي ترين شاهنامه جهان است.
• عاشورا، بغضِ گريه را مي شکند و جام سينه را از خون لبريز مي کند.

براي خواندن اين اس ام اس هاي محرم روي ادامه مطلب كليك كنيد


ادامه مطلب
نوشته شده در شنبه بیست و هشتم آذر 1388ساعت 8:8 توسط *.*•*• با مرام •**•.*| |

براى ديدن اين عكسهاى جالب روى ادامه مطلب كليك كنيد


ادامه مطلب
نوشته شده در سه شنبه بیست و چهارم آذر 1388ساعت 10:47 توسط *.*•*• با مرام •**•.*| |
مرد اولی : امان از دست این زنها !؟ زنم تمام دارائیمو برداشت و رفت !

دومی : خوش به حالت ! زن من تمام دارائی مو برداشت و نرفت !!!


* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

- زن به شوهر : من احمق بودم که باهات ازدواج کردم !

مرد : عزیزم چرا عصبانی می شی ! خب من هم عاشقت بودم اینو نفهمیدم !!!


* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

فرق پیر دختر با پیر پسر:

- اولی موفق نشده ازدواج کنه

ولی دومی موفق شده ازدواج نکنه !!!


* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

مرد به زن : عزیزم ممنونم ازت ! تو اعتقاد به دین رو به زندگیم آوردی!

چون من قبل از ازدواج معتقد بودم جهنم اصلا’ وجود نداره !!

برای خواندن این مطالب جدید وزیبا روی ادامه مطلب کلیک کنید


ادامه مطلب
نوشته شده در سه شنبه هفدهم آذر 1388ساعت 17:8 توسط *.*•*• با مرام •**•.*| |

عکسی لو فته از یک خانواده مشهور +16

خواهر شما چرا؟ از شما بعیده......

چند نکته عجیب ولی واقعی

اندرزهایی از فلان بن هیچکس 

وقتی من به دنیا اومدم...!

فقیر و ثروتمند

شقایق گفت ! 

برای خواندن این مطالب جدید وزیبا روی ادامه مطلب کلیک کنید


ادامه مطلب
نوشته شده در پنجشنبه پنجم آذر 1388ساعت 10:24 توسط *.*•*• با مرام •**•.*| |
تصاویری جالب از خواب حیوانات

براى ديدن اين تصاوير جالب روى ادامه مطلب كليك كنيد


ادامه مطلب
نوشته شده در چهارشنبه بیست و هفتم آبان 1388ساعت 10:17 توسط *.*•*• با مرام •**•.*| |

داستان بسیار زیبای خیانت! (تصویری)

براى خواندن داستانهاى جديد روى ادامه مطلب كليك كنيد


ادامه مطلب
نوشته شده در چهارشنبه سیزدهم آبان 1388ساعت 9:2 توسط *.*•*• با مرام •**•.*| |

درخت ها حرکت می کنند

مرد مسنی به همراه پسر 25 ساله اش در قطار نشسته بود. در حالی که مسافران در صندلیهای خود نشسته بودند، قطار شروع به حرکت کرد.
به محض شروع حرکت قطار پسر 25 ساله که کنار پنجره نشسته بود پر از شور و هیجان شد. دستش را از پنجره بیرون برد و در حالی که هوای در حال حرکت را با لذت لمس می کرد فریاد زد: "پدر نگاه کن درختها حرکت می کنند" مرد مسن با لبخندی هیجان پسرش را تحسین کرد. کنار مرد جوان، زوج جوانی نشسته بودند که حرفهای پدر و پسر را می شنیدند و از حرکات پسر جوان که مانند یک بچه 5 ساله رفتار می کرد، متعجب شده بودند.
ناگهان پسر دوباره فریاد زد: " پدر نگاه کن دریاچه، حیوانات و ابرها با قطار حرکت می کنند." زوج جوان پسر را با دلسوزی نگاه می کردند. باران شروع شد چند قطره روی دست مرد جوان چکید. او با لذت آن را لمس کرد و چشمهایش را بست و دوباره فریاد زد:" پدر نگاه کن باران می بارد،‌ آب روی من چکید.

زوج جوان دیگر طاقت نیاورند و از مرد مسن پرسیدند:.........

براى خواندن اين بيست داستان زيبا روى ادامه مطلب كليك كنيد


ادامه مطلب
نوشته شده در سه شنبه بیست و هشتم مهر 1388ساعت 9:32 توسط *.*•*• با مرام •**•.*| |